سلام....
خوبین؟..پرسیدم چون باید
مثه قبل می پرسیدم..دوستان سعی کنین تا انتها بخونین..می
فهمین.....هر چند که نمی دونم چند نفر دارن اینو میخونن....اصلا میخونن؟...می
نویسم...کماکان می نویسم..مثل قبل...![]()
بعد از سه چهار ماه
مقاومت.... بعد از سه چهار ماه مقاومت ....تسلیم......
من دیوانه
ام......![]()
دیوانه...تکرار می
کنم...چون سه چهار ماه خودمو گول میزدم و مقاومت می کردم...دیوانه ام....شیرینه که
میگم....دیوانه ام.....مردم..دوستا....رفیقا....زاخارا..دشمنا.....آدم
بزرگا....اطرافیا.....تو......!
من دیوانه ام...دیوانه..
سه چهار روزه از این آهنگ
تاتو خوشم اومده
...آهنگ خارجی زیاد گوش نمیدم...مخصوصا تاتو...اما..اولین بار زبون روسیشو
گوش داده بودم.....بدون این که معنیشو بفهمم تو گوشم بود...از درسا که خسته
میشدم mp3 رو میزاشتم تو گوشم.....با اون گوشی
بزرگم که بزاری رو گوشت صداش اینقدر خف هس که چشاتو ببندی فکر میکنی تو یه کاواره
ای
...با
اون باسش!.....میری فضا...
..آخی........نازی...یاد
خاطرش افتادم...وای خدا...چه..........![]()
.........یادش بخیر...چه
جریانی سره خرید همین هدفون اون موقع تو منچستر داشتم....واقعا یادش
بخیر..
واستون این آهنگ و میزارم دانلود کنین...نمی دونم روسیشه یا انگلیسیشه.....
خشکم
زد وقتی انگلیسیشو گوش
دادم......خشکم زد..
.آخه خدا..من چرا باید تو این وضعیتم گیر این آهنگ بیفتم...چرا باید با
آهنگ روسیش حال کنم....بدون این که معنیشو بفهمم.....در حالی که معنیش حرف
خودمه.....چیزیه که دارم مینویسم.......تکست آهنگ رو ته پست
میزارم......بخونینش
امتحانای
نهایی فردا شروع
میشن...تاثیر مستقیم تو کنکور داره..واسه همین باید بترکونم....من وضعیتم مشخص
نیست..اما باید بترکونم.....واسه همین تا
بعد از امتحان زمین آپ نمی کنم.....
باید
خر بزنیم دیگه!!.....![]()
.........خواستم
چیزی دیگه نگم.....اما.......![]()
تو
که داری میخندی......آره با خود تو ام!......خنده ی تو ناشی از
مسخرگی من نیست....حتی ذره ای نمی
تونی بفهمی من چرا دیونم....چرا به خودم میگم دیونه.....اصلا از چه لحاظ من
دیونم...در حالی که در حال معمول از تو هم سالم ترم..تعادل روانیم بیشتره تو
ه.....
......اگه خودمم دلیلشو می دونستم دیونه نمی شدم.....فقط همیشه طلبکارم از همه چیز و همه کس که
چرا
از بعضی چیزا بیشتر می
دونم؟..........چرا تجربم تو بعضی چیزا خیلی بیشتره حد
عادیه....چرا .؟؟؟؟
من
نمی خوام زیاد بدونم!!!!...می خوام مثه بقیه اگه یه سیبیو نگاه می کنم بگم فقط
پوستشو ببینم....نه اینکه نا خود اگاه بفهمم توی سیب گندیدس یا
نه.........
نمی
خوام.........
.....نمی
خوام..............منم میخوام پوستشو فقط ببینم....نمی خوام بدونم توش چه خبره...چه
خوب...چه بد....می خوام کمتر بدونم....خیلی کمتر....مثه همه....مگه چه عیبی
داره...
هر
چند...هر چند...خیلی از موفقیت هام بدون این دید میسر نمی شد.....اما![]()
اگه اینا رو دارم می نویسم فقط واسه اینه که.............واسه اینه که .......میدونم با انزوا از فعالیت های گروهیم نرمال می شم.......تنهایی میسازتم....منتظره نظراتتون نیستم.....شاید هم اصلا نتونین نظر بدین..شاید نظری نداشته باشن....فقط خواستم نوشته باشم...
ولی
ای کاش یکی که این تجربه رو داشته بخونه اینو.....حد اقل اون آروم
میشه که یکی دیگه هم مثه اون بوده....
.......
در آخر اگه کسی از حرفام سر در نیاورد نشنیده بگیره......چیزی نیست که از ددی بپرسینو جوابتون بده....امیدوارم تجربش نکنی......هر چند که احتمالش خیلی کمه که شرایط و تصادفات زندگی منو داشته باشی......
یا
حق![]()
تمام چیزهایی
که او
گفت All
the things she said
از سرم خارج می
شود Running
through my head
این کافی
نیست
This is not enough
من در وضعیت سخت و احمقانه ای
هستم I'm
in serious shit
احساس می
کنم همه چیز را از دست داده
ام I feel
totally lost
اگر دارم درخواست کمک می
کنم
If I'm asking for help
فقط به این خاطر است
که
It's only because
با تو
باشم
Being with you
چشمانم
را باز نموده
ام Has
opened my eyes
چگونه می توانستم باور
کنم
Could I ever believe
چنین اتفاق قافل گیر کننده ای را Such a perfect surprise
به پرسش از خود ادامه می دهم I keep asking myself
می
اندیشم که چطور ممکن
است
wondering how
چشمانم را بسته نگاه می
دارم I keep closing
my eyes
اما نمی توانم تو را به دور از خود
نگهدارم but I can't block you out
میخواهم
به جایی پرواز
نمایم
Wanna fly to a place
به جایی که فقط
تو و من هستیم where it's just you and
me
کس ددیگری نباشد و می توانیم آزاد باشیم Nobody else so we
can be free
تمام چیزها یی که او
گفت
All the things she said
از سرم خارج
میشود Running
through my head
این کافی
نیست this
is not enough
من دارم
دیوانه می شوم
(روسی) [ya
sash la sooma ]
من همیشه آشفته
ام And
I'm all mixed up
احساس می
کنم که در انزوا گرفتار شده ام feeling cornered and rushed
آنها می
گویند که کار من گناه
است They
say it's my fault
اما من
او را خیلی می
خواهم
but I want her so much
می خواهم با او به جایی پرواز
کنم Wanna fly her away
جایی که
خورشید و
باران
where the sun and rain
صورتمان را نوازش می
دهد
Come in over my face
تمام
خجالت ها را می شویم و دور می کنم wash
away all the shame
وقتی آنها می ایستند و به ما زل می
زنند When they stop
and stare
نگران من
نباش
don't worry me
چون تمام احساساتم برای
اوست
'Cause I'm feeling for her
او چه احساسی
نسبت به من
دارد
what she's feeling for me
می توانم بر تظاهر سعی
کنم I
can try to pretend
می توانم
بر فراموشی سعی
کنم
I can try to forget
اما این مرا دیوانه می
کند But
it's driving me mad
ذهنم را
از دست می
دهم
going out of my head
تمام چیز هایی که او
گفت All the
things she said
از سرم خارج می
شود
Running through my head
این کافی
نیست
This is not enough
مادر به من نگاه
کن
Mother looking at me
به من بگو که چه می
بینی
Tell me what do you see
بله . من عقلم را از دست داده
ام
Yes, I've lost my mind
بابا به من نگاه
کن
Daddy looking at me
آیا آزاد خواهم شد
؟
Will I ever be free
آیا من مسیر زندگی را قطع نموده
ام ؟ Have I crossed
the line
تمام چیز هایی که او
گفت
All the things she said
از سرم خارج می
شود
Running through my head
خوبین؟...چطورین؟...چه خبر؟............
زیاد حال و حوصله ندارم....حاشیه نمی رم....ولی خداییش من که کف کردم...آخه آدم چه قدر میتونه زیر ذره بین باشه؟.....نمی دونین تو همین هفته ۴-۳ موضوع ممکن بودن واسم تف سربالا بشن...خوشبختانه محل سگ نذاشتم..
ولی چه قدر خندیدم....هنوزم که هنوزه دارم جا میخوره.....خدا عاقبت این جماعت بیکار را یه جوری ردیفش کنه....بی خیال...
اول از همه.............دسسسسسسس دسسسسسسسسس
تولدم مبارک![]()
به قول دوستان دیگه فیلمای ۱۸- واسم موردی ندارن
...آره....۱۷ سالگیم تموم شد و رفتم تو ۱۸...۱۷ سال پیش در چنین روزی من در یک شب بارانی.....چی چیو بارانی...لنگ ظهر یه روز آفتابی ساعت ۱۱ بدنیا اومدم
.به هر حا خوش گذشت این ۱۷ سال بم حال داد...بازم میخوام![]()
البته تو شناسنامه واسم زدن ۱۴ اردیبهشت....
...باشه...سالگرد تاسیس سمپاد هم چهاردهمه....حالا فهمیدین تولد کدوم چهارده اردیبهشته...سجاد یا سمپاد....سمپاد یا سجاد....سمجاد سپاد.....اوووووووه..ول کن بابا...
امروز صبح هم سر زنگ ریاضی (رضا جون
) با نیما رفتم روز ....شیرینی گرفتم...از مستخدم گرفته تا مسئول کتابخونه رو سیراندیم...بچه ها هم که جای خود....زنگ سوم هم همگی هایدا زدیم...وای پوکیدم...چقدر خوردم
.....
حالا حواب یکی از همون مورد ها رو بدم...با اینکه اصلا و ابدا نیازی نمی بینم که بخوام بت جوابی بدم...اما به یه دلیل که بتوچه میگم.....
اگه به من میگی متظاهر نشون میدی که منو نشناختی....چون من چیزی هستم که هستم...فهمیدی....آنم که هستم!..
این تیکه از شهر مهراد هم میتونه کل حرفام باشه.....به چشم یه تکست رپ نگاش نکنین....فکر هم نکنین بعضی چیزاش منظورم نیست...کلمه به کلمشو بخون و به مغزت فشار بیار...اصلا هم مایل نیستم جوابتو بشنوم..
دورت پر آدمه اگه خ.ا.ی.ه م.ا.ل باشی
وگرنه تنها باید مثل زن خانه دار باشی
دیگه به همه شک دارم
همه کفتارن
عین یه روبات عین یه دستگاهن
90% شخصیتشون سانسوره
یا شاید تمام این مدت تصور من خام بوده
خیلی چیزا رو نتونستم عو ض کنم
واسه همین آخرش خودم عوض شدم
پس نگو چرا غمگینی
چون آخرش تو هم بی احساس و بی صفت مثل سنگ می شی
قلب سنگت می کنه سنگینی
اینو خوب بفهم اگه تا حالا نفهمیدی
که نزنی می خوری ، نکشی میکشنت
نخوری می خورن ، نپایی میدزدنش
هر انسانی یه زیپ پشتشه
اون زیپو بده پایین می بینی اونم مثل تو یه ک* کشه.....
دوستان فردا المپیاد آزمایشگاهی شیمی دارم....این دفعه استانیه...مثکه سخت هم هست....دوست دارم آسون باشه و در نیام..چون اگه استانی در بیام و برم واسه کشوری نمی تونم برم...وووویییی رامسر....
...اما یا میخوره تو فرجه هام...یا امتحانام...یا دوره ی المپیاد..نمی خوام جا کسیو بگیرم....
(حالا کی گفت در میای
)...اما کلا حال نمی کنم امتحانشو بدم..از اول صبحه تا عصر![]()
یا حق![]()
به آقا یا خانوم ......... گل بگیر گالتو...خفه بتمرگ پنجشنبه جوابتو بدم
به عرض آقا یا خانوم ..... می رسونم که جواب نظر شما رو پنجشنبه سیزدهم تو همین وبلاگم میدم.نمی خواد خودتو معرفی کنی.فقط مرد باشو بخونش!...فهمیدی؟
سلام
خوبین؟....چه خطر؟....من که کبریته بی خطرم.(تیکه اسی)..چی چیو به خطر؟....امروز میخوام سوپر پست بدم...چون درازه مطالب رو به طور کلی میگم:
۱-المپیاد شیمی ۲-همایش شیمی ۳-بچه گربم
اول از المپیادم بگم......یعنی ***م تو ***ه این طراحان سوال!...هوی...فکر بد نکن..منظورم اینه که دستم تو دسته طراحان سوال.دیگه شورشو در آوردن......
آقا (یا خانوم..)تابستون پارسال تیم شیمی تو جهان دهم شده!....اومدن خره اینا رو گرفتن و گفتن چرا اینجوریه و باید سخت بگیرین!....اینا خیره سرشون اومدن مرحله اول رو سخت تر گرفتن...(فقط شیمی آلی اش یه جواریی با لبام بازی میکرد...)...حالا مرحله دوم!!!!!!!!!؟
من اونقدر جر دادم خودمو...پیش رو که استادم
....کتاب نبود دیگه نخونده باشم..از بی کتابی رفتم سوالای علامه حلی حل میکردم..(اه اه..چه قدر چرند بود.
.)..المپیاد های استرالیا و آمریکا رو نزدم..چاقال بودن..چیزای با حال داشتن..اما به وقتش نمی ارزید..مسئله خفن های بافر ها رو حل میکردم لبووووووو!
.....در کل..من داشتم درو میکردم...اما واقعا گند زدن با این طرح سوالشون...
گیجتون نکنم.....خیلی آسون گرفتن...از این میترسم....یه تست از ۴۸ تا غلط دارم...یه ۲-۳ نمره ای هم از ۱۰۰ نمره تشریحی غلط دارم....درصدم بالاست...اما همه بالان...
وقت تشریحیا کم بود...واسه همین بی دقتی کردم....بزارین بگم چرا ناراحتم..یادتون به یکی میگفتین بیست تومن دوست دارم؟؟
فرض کنین من ۵ تومن بلد بودم...حالا ۱ تومن امتحان گرفتن...حالا کسی که ۲ تومن بلده فرقش با من تو این امتحان چیه؟؟؟![]()
فقط شیمی اینطوره ها!!!......بقیه باید خودشونو به F ببرن تا ۶۰-۷۰ درصد بزنن...اونوقت منه ۹۷ درصدی میلرزم!...
آقا به ***م.....هر چه بادا باد......
حالااااااااااااااااااااااااااااا........ابنو ول کنین...همایش....
عین قابلمه ی ماکارونی بود
!!!...همه تو هم می لولیدن.از بس شلوغ بود..
تو غرفه ما منو کسری و حسام و احسان بودیم..هومن نامرد بدلیل بعضی مسایل خصوصی! نیومد...من صدام به ** رفت....اولین آزمایشمون دود بنفش بود که ممد رضا (غرفه بقلی) دادش در اومد...خود کسری به قول خودش مفش بنفش شد....!!
حسام پوستره خودشو توضیح میداد....احسان هم یکی از آزمایشا رو آماده کرد و رفت به بیزنسه خودش!!...
حالا من...ساعت ۱ از المپیاد برگشتم خونه...از شمال تا جنوب بم زنگ زدن.....ساعت ۲ تو حموم سعید زنگ زد!!
....صدای آبو که شنید خجالت کشید قطع کرد..اما قربونش برم....۲:۳۰ تاکسی اومدو رفتم مدرسه...
دوستان مثه ممد و حامد و نیما و جاوید و ... هم مشغول بودن...حال ندارم بگم..ولی در کل خاطره باحالی بود...
همایش هم ۱.۵ ساعت زود تموم شد....بچه ها داشتن لاس وگاس میزدن.....جمش کردن..بعدشم ملت رفتیم آیس پک زدیم و گفتیم و خندیدیم.همین!
دو سال پیش که تازه اومده بودیم ایران...یه گربه پیدا کردیم...اسمشو گذاشتن کیتی..این کیتی خانوم ۵ تا بچه انداخت..یکیشون اسمش سونیا ست و این سونیا خانوم که پیشه ما موند.(البته کیتی هم هستا) امسال ۳ تا بچه آورد...وای نازززززززییییییییی![]()
......کلی عکس گرفتم.....
یکیشون بوره...شایدم حنایی...نمیدونم..چشاش هم آبیه...پاهاش هم سفیده.
..این ماله منه.
...اسمشو گذاشتم فیلیپ !
.....دختره..ولی من اسمشو فیلیپ گذاشتم....عکسا رو ببینین..حال کنین...
در ضمن....واسه اون دو تا گربه هم اسم پیدا کنین....سعی کنین اسم خارجی باشه..(ای استکبار!)..اون دو تا هم دخترن..اما هر اسمی بزارین عیبی نداره.......از هترین اسم داده شده تقدیر میشه ها!!..
منتظر اسما هستم....
بقیه عکسا تو ادامه مطلبن
یا حق!![]()





