سلام سلام…
خوفین؟…
امتحانا چطورن؟….خوب بتون حال میدن یا حال میگیرن؟...به من یکی که دارن حال میدن….ولی عربی رو هنوز ندادم…![]()
ما کلی از امتحانا رو دادیم..خوب بودن….نه..خیلی خوب بودن..نمی دونم چرا دیگه گند نمی زنم
…عقده ای شدم…مثلا یکی از شگفتی ها اینکه من زبان فارسیم بالای نوزدهه
….باورتون میشه؟..کارنامم رو که قبلن میزاشتم تو وب…بلای هیوده (۱۷!) نبود….البته..زبان فارسی ما بالای نوزدهه....ولی زبان فارسی من فکر کنم هیژده بشه!!!!..![]()
یکی یکی بگم….شیمی که ردیف بود….اوه اوه…..زمییییییییین!!..اگه چهل تا سوال نیم نمره ای که هر کدوم دو مردی هستن رو بزارن جلوتون شطوری میشین؟؟….یعنی هشتاد تا ۰.۲۵!!
..من ییدونه غلط دارم…!...(خداییش زمینم خوبه..)..دیگه چیی؟؟…آها فیزیک…فیزیک!!....یکم زیاد بود…داشتم میخوندم که ییهو کسری زنگید و گفت یالا سجاد سوالا رو گیر آوردم…کسری جونم از خواهر دینیش تو شایستگان سوالای فیزیک رو گیر تورد.
.آخه معلم فیزیک ما تجربیا (که در ممالک دیگر شایعه شده بود پروازیه!!!!) با اونا یکیه...نمی دونم ییهویی اتفاقا تصادفا و هزار تا چیزه دیگه 5 تا از سوالا عینا تو امتحان ما هم اومد…این وسط بیشتر از همه بهنام سوخت!...(فقط دماغش سوخت
)…تو سرویس داشتیم با کسری سوالا رو دوره میکردم که بهنام گفت ای بابا…عمرا از اینا بیاد…بیچاره غلطی که داره ماله همون سوالا بود…
خوب بعدی..دینی بود که امروز دادیم….خوووووووف بود…یکم زیاد بود…ولی خوندیمش دیگه…به هر حال تو طول سال هی بمون حال میداد
……واسه همین زیاد سخت نشد…..
خوب….درسو مدرسه پیف پیف…چی بگم؟..آها….پرزیدنت احمدی نژاد که اومد اهواز…امتحانه زیست ما رو مالوند…تقریبا نصفشون خونده بودم که بهنام زنگ زد و گفت یالا بکسو جمع کن بریم فوتبال….(بعد از حدود 3 ماه فوتبال زدیم)...خوب…بعد از فوتبال مثلا (!) شروع کردم به زبان فارسی خوندن
…شب که بابام اومد گفت فردا با احمدی نژاد دیدار دارن…منم آویزون شدم با جیب بابام که منم میخوام بیام…فردا عصر بابام اومد..یه کارته کوشولو دسش بود..کارته از وزارت کشور بود….
…نه بابا..قضیه جدیه…روش هزار تا چیز نوشته بود..چه میدونم…عصا کلاه موبایل چتر و هزار تا چیزه دیگه نباید بیارین..گفتن همراهم اصلا نیارین....منم روم کم نشد که…گفتم میام....مراسم تو شهرک بود…بعد از کلی کش و قوس پیداش کردیم…دمه در که کلی برادر و خواهر و ارتشیو هزار نفر دیگه که نتونستم چهرشونو ببینم (به خاطره ریش انبوه) بودن….بزور رسوندیم خودمونو دمه در..کارتو از بابام گرفتن…اما هر کاری کردیم نزاشتم من برم تو…
.من قبلش پیش بینی کرده بودمو زبان فارسیمو آورده بودم….از بابام سوییچو گرفتم رفتم نشستم تو ماشین..بابام گفت…نری بچرخیا..منم گفتم باشه ![]()
…نشستم تو ماشین درس خوندم….بجونه خودم حتی تست هم زدم…..ساعت شد 8…وییی چه قدر گسنمه.
.بابام که گوشیشو هم نبرده بود..گفتم وایسم تا بیاد..8:15 شد…دیگه نتونستم وایسم…
..نشستم پشت ماشین..اون موقع با 206 اومده بودیم…گفتم خوب..کجا برم…آها…میرم پیش فرا
…از بین اون همه ماشین و الگانسا رد شدم..هی میگفتم الان بهم گیر میدن.....اما نه..تریپ شخصیتی زده بودم
..بم شک نمی کردن….رفتم دمه خونه فرا…زنگ زدم..خودش اومد دمه در….یک…دو…سه….دقیقا سه ثانیه مات مونده بود منو نیگاه میکرد
…تا حالا با کت شلوار ندیده بود منو…بقوله خودش آدم شده بودم
..گفتم فرا گسنمه..یالا پاشو بریم یه سانجیگیگی بخوریم بیرون..گفت بیا تو..گفتم نه..میترسم بابام بیاد ببینه من نیستم ضایس….همش هم میترسیدم تو اون شلوغی یکی بره جا من پارک کنه…
اونوقت!!...رفت لباس پوشید و رفتیم…واسه تنوع روحیش یکی از این بکس و بادای جیگرم واسش زدم که کیفور شد
….اوه….ساندویچی که بسس…رفتیم سوپر جفتش..دیونه رفت ساندویچو کالباسو خیار شور (
!!!) خرید….گفتم منگل میخوای چی کار کنی؟….گفت بریم خونه…رفتیم رو تابشون نشستیم زیر نور ماه…(چه رمانتیک
) اونجا نشستیم ساندویچ درست میکردیم..یه فیلمی بودا…نشستیم و شروع کردیم به خوردن….آخه یکی نیست بگه…دیونه ها..تو اون سرما میاین کالباسه یخ میخورین؟….به هر حال گشنگی به مخم هم زده بود..فرا با گوشیش یه عکس ازم گرفت…سوژس به خدا.
.ساندویچ تو دستم..دهنمم پر...اونم با کت!
.....….تندی برگشتم سر جام و پارک کردم… …بعدشم که بابام اومد و منم اینطوری
….
حالا جو رانندگی شد بگم که کسری اینا واسه 206 شون که تازه گرفتنش رینگ انداختن….رینگاشون شونزدهه چهار پره..
….راستی...یه بارم با پاترول تو منطقه میگشتم ….از اون ور رفتم پیش کسری..دلم واسش میسوزه..یه داداشه دمه بخت داره…هیچ کاری نمی تونه بکنه
…بهد از کلی فک زدن بم گفتم بینم…میتونی با پاترولم بکس وباد بزنی؟…
…هاااا….شی میگه؟.
.تا حالا به فکر خودمم نرسیده بود..هر چی زور زدم….نچ..نمی شد…فقط یه صدای خفن میداد و فرتی تموم میشد…نمی شه بابا..ماشین سنگینه..ولی صداش ترسناک بودا…به شخصه تایید میکنم….
…
ولی بتون پیشنهاد میکنم بکس و باد و از این قرتی بازیا نکنین…به قوله همین کسری لاستیکا به ** میرن….منم دارم سعی میکنم ترک کنم..![]()
دیگه چی؟…..آآآآآآآآآآ…امروز…با بچه هار بعد امتحان ریختیم تو کیانپارس…دیگه بیکار بودیم…این مهرداد که فکر کنم دستش یا پاش یا ..ش خول باشه
هی رد میشد و میگفت…..:"ای وووویی…چنو خانومه با شخصیتی…شما با بنده ازدواج موکنندهههههههه؟؟."…وییی....خاک وچوک...![]()
![]()
این اهنگ هم به نام آواز چکاوک هست که خوانندشون چنگیز و تیموره....خیلی قشنگه...برین تو این لینکه و دانلود رو بزنین...(حتما بگیرینش)
این هم آهنگ جدید مهراد هیدنه که با آرش خونده....(اون آرشه نیستا!.)....این اهنگه هم قشنگه
...اینم لینکش
راستی...یه چند تا حرف هم راجع به وبلاگم.....
منو مسخره میکنین؟....من از این جمله خوشم میاد..(پست قبلی).دوس دارم هر جا هستم داد بزنمش...ترسی هم ندارم..خجالت هم تو کتم نمیره...میخوام ته پستام این جمله رو بنویسم....چون ابایی ندارم که بقیه بدونن....![]()
دوستان بلاگر امیدوارم منو ببخشید ... یه مدتی نبودم و بتون سر نزدم.....حالا هم تقریبا برگشتم...جبران میکنم...
یه چیزه دیگه......اصلا قصد و منظوری ندارمو نمی خوام به کسی طعنه بزنم...ولی حالم از اونایی که فکر میکنن خدان بهم میخوره....بد تر از اون اینه که بقیه رو حتی حساب نمی کنن...در حالی که به ### آدم هم نمی ارزن...![]()
..
امتحانا خوش بگذره...![]()
بای بای
به همه شک میکنم ، جز به یه نفر
![]()
![]()
سلام سلام...
خوبین؟...بالاخره اومدم.......هوی.....فکر نکنین وبلاگم رو ول میکنما.....نچ!....یه روز قبل از مرگم وبموم پاک میکنم...اونم واسه اینه که اطلاعاتشو انتقال بدم به سرور های بهشت!....وگر نه من تا حلوای بقیه ی وبلاگا رو نخورم رفتنی نیستم...![]()
خوب.....بسه.....اول یه چی بگم.....این پستم رو باید تا تهش بخونین....اگه نمی خواین تا اخرش بخونین همین الان بای بای...![]()
اگه نه....ادامه میدم....![]()
خوب.....قبل از هر چیز قولی که به دوزتم (تلفظ سلیس دوستم به زبان عربی!!؟) و*** جون دادم رو اجرا کنم....اسما هم باید همونطور که قرار بود سری بمونن!!...
خوب...حالا اینا کین؟....چند تا از بکش (همون بکس) ریاضین که تابستون شروع کردن به رپ خوندن...اسم گروهشون رادیکاله (Radical)....ما سوما که اکثرا رپ بازیم فقط آهنگای رادیکال رو گوش میدیم...چون اونا رو در سطح EMIN3M و 50cent میدونیم...دیگه زدبازی و هیچ کس که به *** شون هم نمیرسن!!
اصلا خودتون برین به وبلاگشون.....
این لینک دموی آهنگ دومشونه که بقوله یکی از بچه ها به سبک R & B (راک و بندری!!!!!) خونده شده.....اقا...اول بگم...اگه ازشون خوشتون نیومد به قول خودشون به درک!...خودتون یه اهنگ بهتر بدین...حیف که ما تجربیا به خاطره یه مسایلی هنوز نتونستیم رپ کنیم
...وگرنه فری استایل ها و تکست های من و بچه ها واقعا خدان!!![]()
![]()
....
خوب....امتحانا هم که شروع شدن و داریم مورد عنایت قرار میگیریم......الان که دارم اینو مینویسم فقط ریاضی و ادبیات دادیم...بالاخره معلم ریاضیمون کوتاه اومد و قول داد که امتحان ریاضی سال سوم تجربی (که تو مدرسه یکی یه دونست!) رو بگیره......نه حسابان سال سوم ریاضی رو!!.....اما داش رضا یه سوالش مربوط به مثلثات حسابان بود که بالاخره تو طول سال که آب بندی شده بودیم تونستیم حلش کنم.....مالی نبود.....ادبیات هم که با لطف دوستان و جمیع همکاران و ....خوب شد.....سره استگاه فهمیم دو تا شعر حفظ کلفت هم میاد....هر چی خواستم حفظشون کنم دیدم نمیشه...قبلیا دارن پاک میشن...اما استادتون مشکلشو یه جوری حل کرد و یک نمره شعر حفظ رو گرفت!!
اوفی...این دو تا بلا بودن...فقط عربی مونده....بقیه دیگه خالی نیست....
راستی.....بعد از حدود یه سال و نیم یه عکس دیگه از خودم میزارم....اول بگم....این عکس تو همین سه ماه گرفته شده.........محل عکس هم یه جای خوش آب و هواست...(به خدا واسه این که بمون گیر ندن اومدیم این گوشه مدرسه....وگرنه؟؟!!)......اگه گفتم تو این دوره ی سه ماهست واسه این بود که حال و حوصله نداشتم یه دستی به خودم بکشم...اونم به زور دوستام..!!...واسه همین فوق العاده این عکس خزو خول و زاغارته بی ریخته جواته............اما عیبی نداره.....چند وقت دیگه شاید وقتی میریم میچرخیم یه عکس دیگه از خودمو بچه ها بگیرم....واسه همین زیاد به این عکسم گیر ندین..(تا دلتون هم بخاد!
):
راستی.....سال نو میلادیتون مبارک....![]()
مجتبی جون....هر جای دنیا هستی سال نو میلادی تو هم مبارک...![]()
خوب.....دوستان....
من نمی دونم دوباره کی میام...ولی به هر حال میام...
فعلا
بای بای

