سلام سلام.....
خوبین؟
خوشین؟...از امتحانا چه خبر؟...چه طور بودن...اونایی هم که اصلا امتحانی ندارن که خوشا به حالتون!
اول از همه ببخشید که دیر آپ کردم...خواستم جمعه ی هفته ی پیش آپ کنم..امتحان ریاضی بود...ریاضـــــــــــی!...منم به شعاع 5 متری از کامپیوتر فاصله گرفتم...نشستم خوندم...برنامه ی امتحاناتم رو هم گذاشتم سمت چپ پایین وبلاگ تا مستفیض شین...(حال کردین؟)....
بزارین از نحو ه امتحاناتم بگم..اولیش که زیست بود(سه شنبه ی هفته ی پیش)...با 3 روز فرجه....چند تا از بچه ها که با کتاب معجون درست میکننو میخورن آماده ی امتحان دادن بودنو برا 20 اومده بودن...منم تا اینا رو دیدم یهویی وا رفتم
....معلمه زیستمون چون میخواست بره مکه (که الان اونجاست
) برگه ها رو سریع تصحیح کرد و پنج شنبه داد....من میدونستم که 25/0 غلط دارم...غلط که نه...سوتی
!!...به هر حال..وقتی برگه ها رو که داد با لحن خاص خودش گفت :"اشتباهت غیر قابل بخششه!"...من همونجا هنگ کردم
...پیش خودم گفتم:"این از کجا برگه ی من یادشه که غلطم چی بوده..نکنه خیلی خراب کردم؟"...دیدم همون75/19 گرفتم...بعد از 10 دقیقه فهمیدم نفره اول شدم تو کلاس...وای...نمی دونید چه حالی میداد...المپیاد زیستی هامون وا رفته بودن..(در اصل پنچر شدند!) آخه میدونین...من که تنها المپیاد شیمی ای تو کلاسم به 14-13 نفر المپیاد زیستی تریپه کل داریم....امتحانای بعدی رو سریع تر میگم...جغرافی که همون پنج شنبه بود رو توپ دادم...شنبه که ریاضی داشتیم رو توپه کم باد دادم..(کم باد...نه پنچر!)..آخه 25/0 غلط دارم..بابا نامردیه...معلمه کلاسه ما نکتشو نگفته بود..در حالی که اونیکی کلاس 3-2 صحفه در موردش خونده بودن!...امتحانه بعدی شیمی بود...دوشنبه..امتحانش 5 نمره تستی (20 تست...10 دقیقه!!!) و 15 نمره تشریحی!...من تستی هاشو که کامل زدم..(خداییش مفهومی بودن
!)..اما تو تشریحی (پیشاپیش معذرت
!) چنان گهی زدم که پیش خودم گفتم:" بابا برو تو هم...هی افه المپیاد میاد.."...بابا به خدا بی دقتی کردم...اگه بدونین!!..بزارین سریع بگم...4 تا عدد کوانتومی داده بود...حالا از اون عنصر خواصشو میخواست...چه میدونم فرمول اکسید و هیدرید و ...من همون اول حواسم پرت شد...کلش خراب شد...یه عنصر قبلشو نوشتم
..!.خدااااا...من اون همه سواله خفن و مفهومی رو 5/3 سوته حل کردم...بعد اینجا!!!....البته...همش 1 نمره کم میشه!..![]()
امتحان بعدی ادبیات بود که این یکی رو توووووووپه توپ دادم...عالی...دیروز هم (پنج شنبه..) هندسه داشتیم...واییییی نمی دونید چی شد...معلمه یه طوریه...فرض کنید به شما میگه 2+2=4 ...بعد مسایل انتگرال بیاره..(لازم به ذکره ما هنوز انتگرال رو نخوندیم..همینطوری یه چی دروکردم
!)...از 17 تا سوال...15 تا شو فرتی حل کردم
...1 ساعت گذشته بود...یه ساعت دیگه مونده بود...15 دقیقه سره سوال اولیه گذاشتم و حلش کردم....بقیشو گذاشت واسه اون سوال خفنه
....مخم داشت سوت میکشید!....چشم که به مراقب می افتاد به نظرم میرسید که راه راه های پیرنش از قضیه ی تالس پیروی نمی کنن!...بالاخره تا 5 دقیقه قبل از اتمام وقت فکر کردمو بالاخره جوابو در آوردم...همو موقع خواستم مراقبو بگیرم بش بگم جیــــــگر
!....سریع نوشتمشو اومدم بیرون...به بچه ها (ریاضی ها) که راه حلمو گفتم..اونا گفتن:"بابا این همه راه که نمیخواست.."..مثله اینکه خیلی آسونتر حل میشد...من شدم مثله کیانوش تو برره که مثه منگا نگاه دوربین میکنه
....اما گفتم بالاخره حلش کردم!...در ضمن به این دلیل گفتم ریاضی ها چون بچه های کلاسه ما اصلا حلش نکرده بودن!!!!![]()
......خوب از مدرسه بیایم بیرون..جمعه ی دو هفته پیش با خانواده رفتیم تو استان گشت و گذار...کناره اولین چاه نفت تو مسجد سلیمان هم رفتیم...عکساشم گرفتمو برا شما هم الان گذاشتم.
..بعد از اون رفتیم تو یه زمین مسطح (تو بیرون شهر) رانندگی کنم...من قبلا (2 سال پیش) یه کمکی رانندگی کرده بودم...ولی نه با ماشین بزرگمون..آخه تا آدم پاترول رو میبینه یه جوریش میشه..مخصوصا که بابام یه گارد خفن هم گذاشته روش...ولی جاتون خالی...اینقدر کیف داشت
....خیلی هم آسونتر از سواری های معمولیه....آخه لا مصبا تا باد میخوره به پداله گازشون پرواز میکنن
...اما ماله پاترول خیــــلی بهتره...تازه آدم هم مسلط تره...(بسه دیگه ندید بدید..حالا یه بار نشستی پشت رول
!)
حرفه دیگه هم مربوط به مرگه شارون است
...البته هنوز کاملا معلوم نیستا..(این مربوط به الانه..شاید شما که داری میخونی یه چیزه دیگه باشه!)..من که خوشحال شدم...البته..اصلا هم طرفدار فلسطینی ها نیستم...شاید بگین نژاد پرستم...ولی نمی دونین همین فلسطینی ها حاضرن سر به تن ما ایرانی ها نباشه...بعد ببنین ما چی کار میکنیم!![]()
در مورده برخورد با قضیه ی هولوکاست که بحث داغیه هم از مواضع دولت حمایت میکنم..(خوب به بقیه چه؟)....ایران راست میگه....تو کیهان یه کاریکاتور دیدم که یه یهودی..(ببخشید...منظورم صهیونیست بود..برنخوره ها!!) یه دونه فلسطینی رو که چفیه دوره سرش بود رو داشت میکرد تو تنور..(مثله تنور سنگک!)..رو تنوره هم نوشته شده بود هولو کاست...از این خیلی خوشم اومدم
....همین!
این هم یه برنامه ی توپ برای مدیریته وب کمتون...با این برنامه میتونین وب کمتون مثله یه دوربین مدار بسته بزارین که در صورت حرکت یک شئ میتونه کارهای مختلفی بکنه...مثلا فیلم بگیره...عکی بگیره...پارس کنه..(صدای سگ پخش میکنه..واقعا تمیزه!) و حتی متونه عکسارو همون موقع براتون ایمیل کنه!...تازه این یکی از کا هاش بود..یعنی به غیر از دوربین مداربسته کارهای دیگه هم میکنه..خودتون دانلودش کنین...می بینین!
لینک دانلود با حجمه حدوده 5/3 مگا بایت..
اینم سریالش:
name: freeserials.com
s/n: 500B8F5EBF30
و در بخش پایانی به مسایل وبلاگ میپردازیم...
1- منوی وبلاگ رو اسمشو عوض میکنم میزارم وبلاگی های اهوازی...نمی خوام تبعیض بزراما...اما وقتی وبلاگی هایی مربوط به شهر هایی مثله تهران و مشهد و اصفهان و ... انسجام دارن و نسبتا هوای همو دارن منم اینو درست میکنم...در صورت پیشرفت کدشو برا بچه ی اهوازی میزارم تا بزارن تو وب خودشون...به همین دلیل اهوازی های عزیز....لینکشون رو بزارن تو نظرات تا تو منو بزارم...به دوستای اهوازیشون هم بگن که به من بگن که لینکشون رو بزارم...ایشالله کدش رو هم برای همه میزارم تا بزارم تو وبلاگشون!...
2- اونایی که از من در زمینه ی وبلاگ داریو وبلاگ نویسی و ... کمک میخوان..باید بهشون بگم که اول از من در خواست میکنن (این رو برا یه وبلاگی نوشتم!)..بعد من هم با کماله میل بهشون کمک میکنن..بعضیا هم بلد نیستن چه طور کار کنن..به همین دلیل پسور رو به من بگن..خودم کارشون رو میندازم...اگه هم به من اطمینان ندارن برن از 20-10 تا وبلاگی که کمکشون کردمو همین الانم پسوردشون رو دارمو اونا حتی فکر عوض کردن پسور ها رو هم ندارن بپرسن...یادمه یکیشون پسوردشو یادش رفته بود..از من پرسید!!
منم بهش گفتم...
(اوکی؟)
3-اونایی که تقاضای لوگو دارن تا من براشون بسازم..باید بهشون بگم که اگه وبلاگشون صلاحیت داره باشه میسازم..هر کی هم چند تا عکس به من بده تا بتونم تو ساخته لوگوشون استفاده کنم...(منظورم از صلاحیت چیزه خاصی نیست ها!!...آخه بعضی ه هستن 1 پست هم ندارن...به من میگن لوگو بساز...پس برداشته خاصی نکنین!)
4- من در دوهفته پیش دو تا لوگو برای وبلاگ های تازه تاسیس شده ی هم قسم و zedbazhaدرست کردم...ببینینشون...(وبشون رو هم ببینینا)...هم کلاسی هام هستن!..![]()
...(اینجاش دیگه ماله بچه بی تربیت هاییه که تو وبلاگم چیز میز مینویسن
!)..در آخر هم به اون فنچولایی که ادعاشون میشه باید بگم چرا همش حرف میزنین؟...بیاین دعوا..آخه شما دیگه سیخی چندین؟
.....هر کی رو داشتین بیارین...چه میدونم؟.. خواهر... برادر... مامان...بابا...زن...شوهر...نامزد...دوست پسر..دوست دختر...صابخونه...قصابه سره کوچه...سرایدار ....(دیگه بسه!).....فهمیدین؟....دیگه چرت و پرت ننویسینا!!!
خوب.به نظر میاد یه کوچولو طومار نوشتم..
..بروبچس گرامی....موفق باشید..(هااا...ورزشکار هم باشید
!!)
فعلا...
بای بای
خوبین؟..امیدوارم که باشین...من که بد نیستم..ولی همچین که به فکره امتحانای ترم می افتم یه جوریم میشه
...نمی دونم چرا...
به هر حال...دو سه تا مطلب مهمه که باید بگم..اول اینکه خیلی از بیننده ایی که میان اینجا فکر می کنن مخاطبه من یه عده ی خاصی هستن..در صورتی که نمیدونن من دارم برا اونا مینویسم..حتی شاید تو که داری اینو میخونی این فکرو کرده باشی...به هر حال دارم میگم که هر کی این رو میخونه مخاطبه منه...باشه؟
مطلب بعدی اینکه خاله سوسکه برا من مرد!!!...به خاطره همین یه خطه قرمز دورش میکشم..خاله سوسکه..شاید خاله از دسته من ناراحت بشی..شاید بگی بی معرفتم..ولی...حرفه منو هم بشنو...من بی معرفتم که هم لوگوی شما رو گذاشتم هم لیننکتون رو تو منوی وبلاگم یا شما که لوگوی منو برداشتیو حتی جزوه لینکات نبودمو بعد از ۶-۵ بار نظر گذاشتن تازه اومدی گفتی ببخشید....من بی معرفتم؟؟...خاله جون...افزایش سرعت رو بدست اوردی..ولی خیلی چیزای دیگه رو از دست دادی!!
به همین دلیل الان اعلام میکنم که اون وبلاگی هایی که میخوان لینکشون جای لینکه خاله توی منوی وبلاگ (همون که هی وول میخوره) باشه تو نظرات اسمشونو بگن تا قرعه کشی کنم...بدون هیچ شرطی تو قرعه کشی شرکت داده میشن...چه دوست...چه دشمن...حتی لازم نیست که تبادل لینک بکنیم...پس بدو بدو تا تموم نشده...زمان نام نویسی هم تا یه روز قبل از آپه بعدیه...!..باشه؟
حالا....بریم سره اصل مطلب....شب یلدا (منظورم دیشبه!) خوش گذشت؟...چطور بود؟...من که ساعته ۹:۴۰ از مدرسه رسیدم خونه
!!!!!!وحشت نکنین...کلاس المپیاد (شیمی) بود...خواستم بعد از کلاس با بچه ها بریم رستوران....اما اینقدر گرسنه بودم حتی جون نداشتم غذا بخورم!!
....خودمو کشون کشون رسوندم خونه و یه کم غذا و خواب.!!(البته مسواکم زدما!!ببینین دندونامو=
)..چهارشنبه ها که میشه پیشه خودتون بگین :آخی...بیچاره سجاد!
...امروز پدرش در میاد...به نظر یه کمی ۱۴ ساعت تو مدرسه موندن غیر عادی میاد...نه؟؟
یه چیزه دیگه بگم...یکشنبه اتفاق جالبی تو کلاسمون افتاد...زنگه هندسه بود...معلمش خیلی با حاله...درسشو میده...اگه کله جفتیتو بکنی کاریت نداره.
.به همین دلیل چند تا از بچه هامون رفتن گوشه ی کلاسMp3 player هاشونو در اوردن (بعضیا هم موبایلاشون) آهنگ گوش میکردن..(به صورات چهار زانو رو زمین!
)..حالا آهنگه چی..رپ!...ماله Zedbazi رو گوش میدادن....جالب ترین موقش اونجایی بود که داشتن باهاش همخونی می کردن....واقعا جالب بود...منم دیدم Mp3 player ته کیفمه..خواستم به جمعه اونا بپیوندم.....گفتم ول کن بابا...معلمه ناراحت میشه...
..چند تا از آهنگاشون (آلبوم جدیدشون) رو براتون میزارم صفا کنید...(البته کیفیتشون خیلی کمه...انگاری با واکمن ظبط شدن
..خودم اصلشونو دارم!!..):
۱-Zedbazi
۲-Zedbazi az khazar ta khalije fars
۳-Party
۵-Kal kal
۶-Mehmooni
اینم سرود ملی و سرود ای ایران..(دانلود کنین...ناسلامتی ایرونی هستینا!)
۱-سرود ملی با حجم ۱۵۲ کیلو بایت
۲-سرود ای ایران با حجم ۴۹۵ کیلو بایت
یه چیزه دیگه...مدرسه ی ما از اون مدارسه دموکراته...خیلی خوبه...تا از یه امتحانی خوشمون نمیاد لب تر میکنیم که لغو بشه....بچه های خبره ی ما (همونایی که لغو میکنن) کارشونو بلدن!!![]()
اینم یه فونت با حال...این فونت شبیه فونته انجیله
..خودم براتون آپلودش کردم..بدرد میخوره
:
(برای طریقه ی نصب فونتا به چند پست قبل مراجعه کنید!)
راستی..........Merry Xmas
لطفا پیشنهاداتون و انتقاداتون بگین...باشه؟...راستی اون قرعه کشی یادتون نره ها!!
کاری باری؟؟؟
بای بای

